چکیده:
اثربخشی تحقیق و توسعه در صنایع خلاق چگونه است و چگونه میتواند به نوآوری موفق منجر شود؟ این کتاب پاسخی به این پرسش است. با تکیه بر پژوهشهای مبتنی بر مکان در حوزه صنایع خلاق، این کتاب بر شواهد تجربی حاصل از بخش رسانه تمرکز دارد و در عین حال طیف گستردهای از فعالیتهای خلاقانه، از گردشگری دیجیتال تا رقص، را در بر میگیرد. با بهرهگیری از دادههای تجربی منحصربهفرد برگرفته از صنایع خلاق ولز، نویسندگان مجموعهای از مسیرها را برای کسبوکارهای خلاق ترسیم میکنند. در این راستا، کتاب چارچوبهای نوینی برای ارزیابی رویههای نوآورانه ارائه میدهد و گزینههایی برای تأمین مالی نهادی هدفمند را برجسته میسازد. این کتاب کوتاهفرم، با انتقال یافتههای پژوهشی، پژوهشگران، سیاستگذاران و متخصصان اندیشمند را یاری میدهد تا دریابند چگونه میتوان راهبردهای اثربخشی برای بخش خلاق طراحی و اجرا کرد.
یک کارگردان مستقل در ولز، با بودجهای محدود و یک ایده درباره روزنامهنگاری متفاوت، فرمی را پر میکند. فرمی که برای شرکتهای داروسازی و مهندسی هوافضا طراحی شده. در ردیف «خروجی قابل اندازهگیری»، چه بنویسد؟ پتنت ندارد. مقاله ISI ندارد. اما دارد چیزی میسازد که هرگز وجود نداشته؛ شکل تازهای از روایت که مخاطب جوان را دوباره به اخبار وصل میکند. این فاصله، فاصله میان زبان سیاستگذاری R&D و واقعیت صنایع خلاق، دقیقاً همان جایی است که کتاب تحقیق، توسعه و نوآوری در صنایع خلاق از آن آغاز میکند.
نویسندگان این کتاب، چهار پژوهشگر از دانشگاه کاردیف و همکارانشان، یک موضع صریح دارند: مشکل این نیست که R&D برای صنایع خلاق مناسب نیست. مشکل این است که R&D تا به حال با زبان و منطق بخشهای دیگر به این صنایع معرفی شده است. راهحل رد کردن نیست؛ بازتعریف است. آنها برای این بازتعریف، از داده استفاده میکنند. نه داده فرضی، بلکه مصاحبههای عمیق با ۶۸ کسبوکار و فریلنسر که در قالب برنامه Clwstwr، اولین برنامه جامع R,D&I بریتانیا برای صنایع خلاق، پروژههایی از رقص و روزنامهنگاری تا واقعیت مجازی و گردشگری دیجیتال اجرا کردند.
کتاب در پنج فصل ساخته شده که هر کدام یک لایه از پرسش اصلی را باز میکند.
فصل اول از تاریخ شروع میکند؛ از مکتب فرانکفورت و ترس از صنعتی شدن فرهنگ تا بریتانیای دهه نود و شکلگیری مفهوم «صنایع خلاق» به عنوان موتور اقتصادی. این فصل نشان میدهد که ما همیشه در تنشی میان ارزش فرهنگی و منطق اقتصادی بودهایم؛ و این کتاب میخواهد از این تنش بیرون بیاید، نه با انکار یکی از دو طرف، بلکه با ساختن چارچوبی که هر دو را در خود جای دهد.
فصل دوم به درون تجربه میرود. کسبوکارهای خلاق R&D را چطور میبینند؟ نه با تعریف OECD، بلکه با زبان خودشان. نتیجه جالب است: ۹۳٪ از شرکتکنندگان میگویند R&D ارزش وقت و منابعشان را داشت. اما همانها توصیف میکنند که این فرآیند تکراری، باز، پر از عدمقطعیت و اغلب خارج از منطقه امنشان بود. هفت ویژگی که از این مصاحبهها بیرون میآید، تصویری کاملاً متفاوت از R&D خطی و آزمایشگاهی ارائه میدهد.
فصل سوم یکی از مهمترین دستاوردهای نظری کتاب است: یک تایپولوژی چهارگانه از نوآوری در صنایع خلاق. از نوآوری تکنوکراتیک که ساختارمند و هدفمحور است، تا نوآوری مخرب که به قول یکی از مصاحبهشوندگان «نه درباره شکست است، بلکه درباره آن چیزی است که در مسیر کشف میکنی.» این تایپولوژی با داده ساخته شده، نه با نظریهپردازی انتزاعی.
فصل چهارم یک پرسش عملی دارد: چقدر حمایت، کافی است؟ پاسخ دادهها اصل «گلدیلاکس» است؛ نه زیاد، نه کم. پروژههایی که بیش از حد زیر چتر حمایت بودند، همانقدر ضعیفتر عمل کردند که آنهایی که تنها رها شدند. این یافته برای هر نهاد تامین مالی فرهنگی یک سوال جدی ایجاد میکند.
و نتیجهگیری، یک نقشه راه چهارگانه است: تحول معرفتی در تعریف ارزش، مدل مفهومی جدید برای R&D خلاق، تایپولوژی شفاف از مسیرهای نوآوری، و طراحی طرحهای تامین مالی فراگیر که با واقعیت کسبوکارهای کوچک خلاق همخوانی داشته باشد.
