جادوی کیمیاگری: بررسی شیوه‌های تعامل انسان و کامپیوتر توسط علاقه‌مندان به هوش مصنوعی مولد از منظر فلسفه فناوری

نویسندگان:

هونگ‌می دینگ

اطلاعات انتشار:

چکیده:

با تکیه بر مطالعات موجود در حوزه گیک و با اتکا به فلسفه فناوری، این مقاله از طریق مصاحبه‌های کیفی به بررسی شیوه‌های تعامل انسان و رایانه در میان علاقه‌مندان فنی در عصر هوش مصنوعی مولد می‌پردازد. فناوری هوش مصنوعی (AI) را می‌توان ابژه‌ای دیجیتال دانست که در فرایندی مستمر از فردیت‌یابی قرار دارد. در حالی که علاقه‌مندان فنی عناصر فنی را گرد هم می‌آورند، افراد فنی را ابداع می‌کنند و زیرساخت‌های فنی را به کار می‌گیرند، خود نیز به‌عنوان افراد فنی عمل می‌کنند. آنان همراه با هوش مصنوعی، محیطی وابسته را به‌طور مشترک می‌سازند و روابطی گفتمانی و وجودی را هم در معنای فنی و هم در معنای مادی توسعه می‌دهند. افزون بر این، علاقه‌مندان فنی قادرند بر منطق علّی و روابط زمانی سامانه‌های هوش مصنوعی تسلط یابند. آنان از طریق مواجهه آماده‌به‌دست و «کیمیاگری» تکرارشونده (تنظیم دقیق/آموزش)، فرایند فردیت‌یابی فنی را پیش می‌برند. با تکیه بر مدارهای پدیدارشناختی پیش‌نگری (protention) و پس‌نگری (retention)، فناوری هوش مصنوعی به‌مثابه «پیش‌نگری سومین» (tertiary protention) و «پس‌نگری سومین» (tertiary retention) عمل می‌کند و در فرایند فردیت‌یابی در سطوح روانی و جمعی مداخله می‌کند؛ در این فرایند، علاقه‌مندان فنی به‌عنوان «ترارسان‌های حیاتی» (transducteurs) عمل می‌کنند. در حالی که فناوری هوش مصنوعی می‌تواند سم باشد، می‌تواند به‌عنوان درمان نیز عمل کند. اگرچه کنش‌های انسان-ماشین امکان بیگانگی فنی را منتفی نمی‌کنند، این مقاله بر ظرفیت علاقه‌مندان فنی به‌عنوان «کیمیاگران» و قابلیت‌های «جادویی» انسان تأکید می‌کند و از این طریق عاملیت سوژه را برجسته می‌سازد.

 

تصور کنید کسی بدون هیچ‌گونه تحصیلات دانشگاهی، تنها با یک کارت گرافیک و شبی تا صبح تلاش، صدای یک خواننده مشهور را با هوش مصنوعی بازسازی می‌کند؛ یا کسی دیگر، ساکن یکی از کم‌برخوردارترین استان‌های چین، با تصاویر رویاگونهٔ تولیدشده توسط هوش مصنوعی، هزاران دنبال‌کننده و درآمدی تازه برای خود می‌سازد. این‌ها شخصیت‌های اصلی پژوهشی هستند که پرسشی بنیادین را دنبال می‌کند: در دورانی که هوش مصنوعی هر روز بیشتر انسان را به حاشیه می‌راند، آیا هنوز جایی برای عاملیت واقعی انسان باقی مانده است؟

مقالهٔ «جادوی کیمیاگری» با الهام از فلسفهٔ تکنولوژی سیموندون، استیگلر و یوک هویی، و از دل مصاحبه‌های عمیق با بیست نفر از «علاقه‌مندان فنی» هوش مصنوعی مولد در چین، پاسخی غافلگیرکننده به این پرسش می‌دهد. نویسنده پدیده‌ای را که در جامعهٔ فنی به آن «لیان‌دان» یا «کیمیاگری» می‌گویند — یعنی تنظیم دقیق و آموزش مدل‌های هوش مصنوعی — به‌مثابه استعاره‌ای برای نوعی رابطهٔ زندهٔ انسان و ماشین بازخوانی می‌کند؛ رابطه‌ای که در آن شکست‌های پیاپی («انفجار کوره»، به قول یکی از مصاحبه‌شوندگان که نرخ شکستش را ۹۰ درصد توصیف می‌کند) بخشی جدایی‌ناپذیر از فرایند خلق چیزی تازه است.

آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه متمایز می‌کند، تلفیق نگاهی است که کمتر دیده شده: پیوند مطالعات طرفداری (fan studies) با فلسفهٔ تکنولوژی. نویسنده نشان می‌دهد که فهم عمیق منطق درونی الگوریتم‌ها نه‌تنها انسان را از عاملیتش تهی نمی‌کند، بلکه دقیقاً همین فهم فنی است که بنیان یک شکل تازه از قدرت انسانی را می‌سازد — قدرتی که می‌تواند مرزهای ساختاری را نیز درنوردد.

اگر می‌خواهید بدانید چگونه مفاهیم انتزاعی مانند «حافظهٔ ثالث»، «پیش‌پنداشت ثالث» و «فردانیت‌یابی جمعی» در زندگی روزمرهٔ یک تازه‌کارِ عاشقِ هوش مصنوعی معنا پیدا می‌کنند، یا چرا نویسنده معتقد است عصر هوش مصنوعی می‌تواند برای همهٔ ما یک ظرفیت همگانی «کیمیاگری» بگشاید، چکیدهٔ مبسوط این مقاله را از دست ندهید. این متن نه یک بررسی خشک آکادمیک، بلکه دعوتی است به بازاندیشی دربارهٔ جایگاه خودمان در برابر ماشین‌هایی که هر روز باهوش‌تر می‌شوند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *