چه چیزهایی از تغییر تصاویر تاریخی می‌توان در مورد تاریخ به ما آموخت؟

خلاصه

اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با ترجمه نوشتارها و متون به‌روز این حوزه در اندیشکده‌های معتبر دنیا سعی در به‌روز نگه داشتن دانش برای علاقه‌مندان و پژوهشگران فارسی‌زبان دارد. این متن در نشریه معتبر گاردین به منتشر شده است.

نویسنده:

مری دی. لوئیس

اطلاعات انتشار:

historians

اگوست ۲۰۲۵

انجمن تاریخ آمریکا (AHA) در کتاب « اصول راهنمای هوش مصنوعی در آموزش تاریخ» که در آگوست ۲۰۲۵ منتشر شد، با تأمل در مورد چالش‌های پیش روی آموزش تاریخ توسط هوش مصنوعی مولد گزارش داد. در میان بینش‌های فراوان آن، آمده است: هوش مصنوعی می‌تواند شبیه‌سازی‌هایی تولید کند که «بازسازی‌های معتبری از گذشته را نشان نمی‌دهند» بلکه «ساختگی‌هایی مبتنی بر الگوهای آماری» هستند.

در عصر هوش مصنوعی مولد، مرز میان بازنمایی گذشته و ساختن تصویری باورپذیر از آن بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. آیا می‌توان تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی را یک تصویر تاریخی دانست؟ یا چنین تصاویری، صرف‌نظر از میزان شباهتشان به واقعیت، صرفاً شبیه‌سازی‌هایی هستند که از الگوهای آماری آموخته‌شده ساخته شده‌اند؟

این نوشته با طرح همین پرسش، به نقد نحوه مواجهه با هوش مصنوعی در آموزش تاریخ می‌پردازد. نویسنده با اشاره به اصول راهنمای انجمن تاریخ آمریکا درباره کاربرد هوش مصنوعی در آموزش تاریخ، منتشرشده در اوت ۲۰۲۵، استدلال می‌کند که تولید تصویری شبیه به گذشته با بازسازی تاریخی آن تفاوت دارد. تصویر تاریخی صرفاً مجموعه‌ای از نشانه‌های بصری نیست؛ بلکه محصول شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مشخصی است که برای فهم آن باید به زمینه تولید، قصد سازندگان و مخاطبان آن توجه کرد.

برای آزمودن این ایده، نویسنده در یک درس تاریخ فرانسه مدرن، تکلیفی طراحی کرد که در آن دانشجویان باید پوسترهای اعتراضی واقعی جنبش مه ۱۹۶۸ پاریس را بازآفرینی و به‌روزرسانی می‌کردند. دانشجویان ابتدا با مراجعه به مجموعه پوسترهای تاریخی کتابخانه هاوتون دانشگاه هاروارد، با آثار تولیدشده در کارگاه مردمی هنرهای زیبای پاریس آشنا شدند و سپس با استفاده از ابزارهای گرافیکی، نسخه‌هایی معاصر از آنها ساختند. هدف این بود که دانشجویان نه‌تنها امکان دستکاری تصاویر، بلکه پیامدهای تاریخی و تفسیری این دستکاری را نیز بررسی کنند.

نمونه‌ای از این تکلیف، بازطراحی پوستری درباره تبلیغات و کنترل اطلاعات در سال ۱۹۶۸ با تمرکز بر نفوذ تیک‌تاک در سال ۲۰۲۴ بود. این مقایسه نشان داد که نگرانی درباره دستکاری اطلاعات رسانه‌ای پدیده تازه‌ای نیست؛ بااین‌حال، تفاوت ساختار رسانه‌ها در این دو دوره، معنای انتقاد و زمینه سیاسی آن را تغییر می‌دهد. بازخوانی پوستر همچنین نشان داد که نمادهای تاریخی، مانند صلیب لورن، بدون شناخت زمینه سیاسی و تاریخی‌شان به‌درستی فهمیده نمی‌شوند.

اهمیت این تجربه آموزشی در آن است که به‌جای سپردن تولید تصویر تاریخی به هوش مصنوعی، دانشجویان را با مسئله اعتبار، زمینه‌مندی و دستکاری بازنمایی‌های گذشته روبه‌رو می‌کند. چنین رویکردی می‌تواند الگویی برای آموزش سواد تاریخی و رسانه‌ای در عصر هوش مصنوعی باشد؛ عصری که در آن، باورپذیری یک تصویر لزوماً نشانه اصالت آن نیست و فهم گذشته مستلزم چیزی فراتر از تولید بازنمایی‌های بصری متقاعدکننده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *