چکیده:
«این عبارت که «توسط فقرا خلق شد، توسط ثروتمندان دزدیده شد» میتواند درباره بسیاری از جنبههای سرمایهداری به کار رود، اما در تابستان ۲۰۲۰، این عبارت بهطور گسترده روی بنرهایی دیده میشد که هواداران فوتبال بریتانیا در اعتراض به ایجاد «سوپر لیگ اروپا» در دست گرفته بودند. ماهیت این قیام عمومی (که حداقل بهطور موقت موفق بود) جایگاه سیاسی واقعی خود را دریافت نکرده است. شاید به این دلیل که این موضوع که آیا تیمهای نخبه فوتبال در لیگی با سازماندهی ملی و بهشدت کالاییشدهی جهانی بازی کنند، یا در لیگی با سازماندهی بینالمللی، تفاوت چندانی به نظر نمیرسد. اما میخواهم استدلال کنم که این لحظه میتواند راهی آموزنده برای اندیشیدن دربارهی این باشد که از نظر فرهنگی چه چیزی بنیادین (foundational) بهشمار میآید.
تابستان ۲۰۲۰ را بهخاطر دارید؟ دنیا در قرنطینه بود، استادیومها خالی، و فوتبال تنها از پشت صفحهی تلویزیون قابل دیدن بود. در همین بحبوحه، خبری منتشر شد که قرار بود چهرهی فوتبال اروپا را برای همیشه تغییر دهد: تشکیل یک سوپر لیگ بسته، با باشگاههای بزرگترین و ثروتمندترین تیمهای قاره. نه صعود، نه سقوط؛ فقط ثروتمندترینها در کنار هم، برای همیشه.
آنچه در ۷۲ ساعت بعد اتفاق افتاد، کمتر کسی پیشبینی میکرد. هزاران هوادار، علیه قوانین کرونایی، بیرون از استادیومها جمع شدند. بازیکنان سابق و فعلی، مربیان، و حتی کارشناسانی که معمولاً از انتقاد به صاحبان میلیاردر باشگاهها پرهیز میکنند، یکی پس از دیگری به میدان آمدند. روی بنرهای هواداران، عبارتی تکرار میشد که شاید بیشتر در اعتراضات ضد خصوصیسازی آب یا راهآهن انتظارش را داشتید، نه در دنیای فوتبال: «توسط فقرا خلق شد، توسط ثروتمندان دزدیده شد».
در عرض کمتر از سه روز، طرح شکست خورد. باشگاهها یکییکی عقبنشینی کردند و صاحبان میلیاردرشان مجبور شدند علناً عذرخواهی کنند.
اما این داستان چیزی بیش از یک خبر ورزشی است. این پرسش که چرا میلیونها نفر، در اوج یک بحران جهانی، برای سرنوشت تیمهای فوتبالشان به خیابان آمدند، ما را به سؤالی عمیقتر میرساند: چه چیزی واقعاً برای مردم «بنیادین» است؟ آیا فقط آب، نان و سرپناه؟ یا چیزهایی که شاید در نگاه اول «تجملی» به نظر برسند، اما در عمل بخشی جدانشدنی از هویت، حافظه و حس تعلق جمعیاند؟
پژوهشگری از دانشگاه گلاسگو، با نگاهی دقیق به همین لحظه، استدلالی غیرمنتظره مطرح میکند: شاید فرهنگ عامه -از جمله همان فوتبالی که اغلب نمادی از سرمایهداری افراطی تلقی میشود- جایگاهی در تعریف ما از «نیازهای اساسی» جامعه داشته باشد. استدلالی که هم به ریشههای طبقاتی این ورزش میپردازد، هم به تناقض میان شکوه جهانی فوتبال نخبه و میراث محلیاش، و هم به این پرسش که سیاستگذاری فرهنگی چگونه باید با چیزهایی که مردم برایشان میجنگند، برخورد کند.
برای فهم اینکه چرا یک اعتراض فوتبالی میتواند کلیدی برای بازاندیشی در مفهوم فرهنگ، طبقه و دموکراسی فرهنگی باشد، چکیدهی مبسوط این مقاله را در ادامه بخوانید.
