نویسنده:
کمیل قیدرلو
اطلاعات انتشار:
اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه
آیا مقایسه GDP سرانه ایران و اسرائیل تصویر کاملی از دو مسیر اقتصادی ارائه میدهد؟
تصویری که اخیراً منتشر شده، با مقایسه GDP سرانه ایران و اسرائیل در سال ۱۹۹۰ و امروز، این گزاره را مطرح میکند که دو کشور در نقطهای مشابه آغاز کردند اما در ادامه، دو مسیر کاملاً متفاوت را طی کردند؛ بهگونهای که سرانه تولید ناخالص داخلی اسرائیل اکنون چندین برابر ایران است.
اما مسئله اینجاست که چنین مقایسهای، اگرچه بر یک شاخص واقعی اقتصادی تکیه دارد، بدون توجه به روش اندازهگیری، شرایط تاریخی و ساختارهای متفاوت دو اقتصاد، میتواند به نتیجهگیری سادهانگارانه منجر شود.
نخستین نکته به خودِ نقطه شروع بازمیگردد. سال ۱۹۹۰ برای ایران یک مقطع عادی اقتصادی نبود. اقتصاد ایران تازه از یک جنگ طولانی خارج شده بود و با چالشهایی مانند بازسازی زیرساختها، محدودیت منابع ارزی و شرایط خاص سیاستگذاری اقتصادی مواجه بود. در چنین شرایطی، استفاده از GDP اسمی بر مبنای دلار میتواند تحت تأثیر نرخ ارز قرار گیرد و الزاماً بازتابدهنده ظرفیت واقعی تولید داخلی نباشد.
موضوع دوم، محدودیتهای خود شاخص GDP است. GDP ارزش تولیدات ثبتشده در بازار را اندازهگیری میکند، اما همه اشکال ارزشآفرینی اقتصادی و اجتماعی را در بر نمیگیرد. فعالیتهایی مانند کار خانگی، شبکههای حمایتی خانوادگی، فعالیتهای داوطلبانه و بخشی از اقتصاد غیررسمی، بهصورت کامل در این شاخص منعکس نمیشوند.
البته این نقد به معنای بیاعتبار بودن GDP نیست؛ بلکه نشان میدهد که GDP تنها یکی از ابزارهای سنجش وضعیت اقتصادی است و برای تحلیل رفاه و توسعه باید در کنار شاخصهای دیگری بررسی شود.
از سوی دیگر، اقتصاد ایران در چهار دهه اخیر در شرایطی متفاوت از بسیاری از اقتصادهای جهان فعالیت کرده است. تحریمهای مالی و تجاری باعث شده بخشی از فعالیتهای اقتصادی در مسیرهایی خارج از شبکههای رسمی بینالمللی انجام شود. این مسئله میتواند بر دقت مقایسههای آماری اثر بگذارد، هرچند اقتصاد غیررسمی همزمان میتواند نشانه برخی ضعفهای ساختاری داخلی باشد.
در طرف مقابل، رشد اقتصادی اسرائیل نیز حاصل مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی بوده است؛ از توسعه بخش فناوری و جذب سرمایه تا روابط گسترده اقتصادی و حمایتهای راهبردی ایالات متحده. بنابراین تحلیل این رشد بدون توجه به جایگاه ژئوپلیتیک و ارتباطات بینالمللی اسرائیل، ناقص خواهد بود.
همچنین برای مقایسه سطح زندگی، استفاده از GDP اسمی بهتنهایی کافی نیست. شاخصهایی مانند برابری قدرت خرید (PPP)، توسعه انسانی، نابرابری درآمدی و کیفیت خدمات عمومی میتوانند تصویر دقیقتری از وضعیت واقعی جوامع ارائه کنند.
در نتیجه، اختلاف GDP سرانه میان ایران و اسرائیل یک واقعیت آماری است، اما تفسیر آن نیازمند توجه به مسیرهای تاریخی، ساختارهای نهادی و شرایط بینالمللی دو کشور است. تبدیل یک شاخص اقتصادی به داوری نهایی درباره موفقیت یا شکست یک مدل توسعه، از نظر تحلیلی نیازمند احتیاط بیشتری است.
