ارزیابی سناریوهای اصلاح قیمت بنزین و راهکارهای جایگزین

خلاصه

اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با ترجمه نوشتارها و متون به‌روز این حوزه در اندیشکده‌های معتبر دنیا سعی در به‌روز نگه داشتن دانش برای علاقه‌مندان و پژوهشگران فارسی‌زبان دارد. این متن در نشریه معتبر گاردین به منتشر شده است.

نویسنده:

کمیل قیدرلو

اطلاعات انتشار:

اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه

 

طی دهه‌های گذشته، اصلاح قیمت حامل‌های انرژی و به‌ویژه افزایش قیمت بنزین، بارها به‌عنوان یکی از سریع‌ترین و مهم‌ترین ابزارهای سیاستی برای تحقق اهدافی همچون کنترل مصرف، کاهش قاچاق، اصلاح یا هدفمندسازی یارانه‌ها و برقراری تعادل میان عرضه و تقاضا مطرح شده است. با این حال، هرچند اصل وجود ناترازی‌ها و مشکلات ساختاری در زنجیره تأمین این کالاها قابل انکار نیست و پیامدهایی همچون مصرف غیربهینه، توزیع ناعادلانه منافع، و ناکارآمدی در بهره‌برداری از ظرفیت‌های ملی را در پی داشته است، اما رویکردی که مسئله را صرفاً از منظر قیمت‌گذاری اقتصادی و به‌صورت تک‌بعدی تحلیل می‌کند، نه‌تنها راه‌حل پایدار و مؤثری ارائه نکرده، بلکه با نادیده‌گرفتن پیامدهای اجتماعی، بر پیچیدگی‌های سیاست‌گذاری نیز افزوده است.

منطق اصلی این رویکرد آن است که پایین بودن قیمت، انگیزه مصرف بیشتر را در میان شهروندان ایجاد می‌کند و افزایش قیمت می‌تواند با کاهش تقاضا، به کاهش مصرف بنزین و انتقال بخشی از هزینه تأمین انرژی به مصرف‌کننده منجر شود. اما تجربه چند دهه سیاست‌گذاری در ایران نشان داده است که افزایش قیمت به‌تنهایی نتوانسته مسئله ناترازی بنزین را به شکلی پایدار حل کند. افزون بر این، تجربه‌های پرهزینه اجتماعی مانند وقایع آبان ۱۳۹۸ و نیز تداوم موج‌های تورمی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که این سیاست‌ها نه‌تنها اثر اقتصادی پایدار و قابل‌توجهی بر جای نگذاشته‌اند، بلکه بعضاً موجب افزایش بی‌ثباتی اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی نیز شده‌اند.

علت اصلی این ناکامی، نگاه تک‌بعدی سیاست‌گذارانه‌ای است که گمان می‌کند اصلاح قیمت به‌تنهایی می‌تواند همه مشکلات زنجیره تأمین و مصرف را حل کند، در حالی که ابعاد نهادی، اجتماعی، رفتاری و ساختاری مسئله نادیده گرفته می‌شود. بنزین در زیست‌بوم اقتصادی و اجتماعی ایران صرفاً یک کالای مصرفی نیست، بلکه نهاده‌ای راهبردی در حمل‌ونقل، فعالیت‌های اقتصادی، معیشت خانوارها و جابه‌جایی کالا و خدمات است. این کالا بخشی از ضعف‌های ساختار اقتصادی و معیشتی کشور را نیز پوشش می‌دهد. بنابراین هرگونه تغییر در عرضه، سهمیه‌بندی یا قیمت‌گذاری آن، فراتر از یک تصمیم بخشی در حوزه انرژی، می‌تواند پیامدهای اقتصادی، رفاهی، اجتماعی و حتی سیاسی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

این اهمیت در ساختار ویژه اقتصاد ایران دوچندان می‌شود. گستردگی جغرافیایی کشور، سهم بالای حمل‌ونقل جاده‌ای، بهره‌وری پایین ناوگان خودرو، ضعف حمل‌ونقل عمومی، الگوی توسعه شهری و وابستگی بخش‌هایی از اشتغال و خدمات شهری به خودرو، موجب شده است که بنزین در زندگی روزمره بخش بزرگی از جامعه نقشی فراتر از یک کالای عادی داشته باشد. از این‌رو، طرح‌های مبتنی بر افزایش قیمت، نه به‌عنوان اصلاحات ساختاری در راستای منافع عمومی، بلکه به‌عنوان تحمیل هزینه‌ای بر شهروندان تلقی می‌شوند که ریشه در مشکلات ساختاری دارد و بر دوش آنان گذاشته می‌شود.

در روزهای اخیر، مسئله اصلاح قیمت بنزین در پاسخ به بحران ناترازی بازار انرژی و در شرایط متزلزل جنگی، در قالب سه سناریو مطرح شده است. فرض اصلی این طرح‌ها بر وجود کسری موجودی بنزین است. بر اساس این فرض، مجموع تولید و واردات بنزین در کشور نسبت به مصرف روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر ناترازی دارد و به‌دلیل فشارهای خارجی، محدودیت‌های اقتصادی و آسیب‌پذیری مراکز تولیدی، دولت ناگزیر از یافتن راه‌حل‌های کوتاه‌مدت برای پاسخ به این بحران است. در سناریوی اول، وضع موجود ادامه می‌یابد و پس از اتمام موجودی روزانه ۱۲۰ میلیون لیتری، امکان عرضه بنزین از بین می‌رود. در سناریوی دوم، با حفظ سهمیه‌های فعلی کارت سوخت، قیمت تمام‌شده پالایشگاهی به‌عنوان قیمت آزاد بنزین تعیین می‌شود و نرخ جدیدی برای عرضه شکل می‌گیرد. در سناریوی سوم نیز سهمیه بنزین به‌جای خودرو، به شهروندان تعلق می‌گیرد و امکان خرید و فروش مازاد یا کمبود آن در قالب یک بازار مجازی فراهم می‌شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *