چکیده:
پرتاب اسپوتنیک توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۷ منجر به تلاشهای گستردهای در سراسر ایالات متحده توسط دولت فدرال، بنیادها، دانشگاهها و بخش خصوصی شد که همگی با هدف بهبود چشمگیر نحوه آموزش علوم در مدارس کشور انجام شد. بخشی از این اصلاحات بر نحوه آموزش اقتصاد در دبیرستانها متمرکز بود. پیش از این هجوم جدید منابع و توجه، تنها تعداد کمی از اقتصاددانان حرفهای در ایالات متحده علاقهای به آموزش اقتصاد در خارج از دانشگاهها نشان داده بودند و بسیاری حتی در برابر این ایده که این موضوع میتواند قبل از دانشگاه به طور مؤثر تدریس شود، مقاومت میکردند. پس از اسپوتنیک، تعهدات نهادی جدید توسط انجمن اقتصادی آمریکا (AEA) و بسیاری از اعضای برجسته آن، هم به بررسی جامع نحوه آموزش ایدههای اقتصادی از طریق محبوبترین کتابهای درسی دبیرستانهای کشور و هم به اولین تعهدی مبنی بر اینکه AEA مسئولیت مداومی برای حمایت از سواد اقتصادی پایه کشور دارد، منجر شد.
دانشگاه چیست، وقتی از دیوارهای کلاس و دفتر مدیریت فراتر میرود؟ مقالهٔ «رویشهای زیرین آموزشی» دعوتی است به نگاهی تازه به نهادی که همه ما، به اشکال گوناگون، در آن گرفتار یا درگیریم. نویسندگان بهجای تکرار نقدهای آشنا دربارهٔ خصوصیسازی، بدهی دانشجویی یا نابرابریهای نژادی، پرسشی بنیادیتر مطرح میکنند: آیا اصلاً آموزش را میتوان به دانشگاه و مدرسه محدود کرد؟
پاسخ آنان نه است. به باور این مقاله، آموزش راستین در «زیرِ» نهادهای رسمی، در گروههای مطالعاتی خودجوش، در سیلابسهای برساختهٔ جنبشهای اجتماعی، در گفتوگوهای غیررسمی میان کارگران خدماتی و دانشجویان، و حتی در لحظههای سردرگمی و بیراهگی جریان دارد؛ جایی که هیچ نهادی امکان مهار و کنترل کامل آن را ندارد.
نکتهٔ درخشان مقاله، بازخوانی دانشگاه نه بهعنوان یک نهاد بسته و شفاف، بلکه بهمثابه اکوسیستمی متخلخل است؛ اکوسیستمی که در آن ساختمانها، شبکههای برق، دوربینهای نظارتی و حتی غذای سلف سرویس، به همان اندازهٔ استادان و دانشجویان در شکلدهی به تجربهٔ آموزشی نقش دارند. این نگاه امکان میدهد بفهمیم چرا دانشگاه، با وجود شعارهای برابری و شمول، همچنان بازتولیدکنندهٔ نابرابریهای عمیق تاریخی است.
با تکیه بر اندیشمندانی چون سیلویا وینتر، فرد موتن و استفانو هارنی، نویسندگان مفهوم تازهای به نام «دهیومنیسم» را پیش مینهند؛ رویکردی که بهجای درخواست برای «گنجاندهشدن» در نظام موجود، بهسکونتگزیدن کنار انسانهایی میپردازد که از تعریف رسمی و محدود «انسان» بیرون گذاشته شدهاند.
خلاصهٔ مبسوطی که در ادامه میآید، این استدلال پیچیده را گامبهگام، همراه با مرور پنج مقالهٔ پژوهشی این ویژهنامه (از اعتراف به سرزمین در دانشگاههای کالیفرنیا تا پیوند دانشگاه دیوک با صنعت توتون) روایت میکند. اگر دغدغهٔ آیندهٔ آموزش، عدالت دانشگاهی یا نقد نهادهای علمی را دارید، این خلاصه نقطهٔ شروع خوبی برای ورود به یکی از تازهترین و چالشبرانگیزترین بحثهای نظری حوزهٔ مطالعات آموزش عالی است.
