اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با ترجمه نوشتارها و متون بهروز این حوزه در اندیشکدههای معتبر دنیا سعی در بهروز نگه داشتن دانش برای علاقهمندان و پژوهشگران فارسیزبان دارد. این متن در نشریه معتبر گاردین به منتشر شده است.
چشمانداز آموزش عالی در حال دگرگونی عظیمی است و دولتها در سراسر جهان تغییرات سیاسی قابل توجهی را اجرا میکنند که اغلب با مقاومت شدید خود مؤسسات دانشگاهی روبرو میشوند. مسلماً این تغییر در ایالات متحده، جایی که دولت ترامپ سیاستهایی را معرفی کرده است که مدل دانشگاهی توسعهیافته از زمان جنگ جهانی دوم را زیر سوال میبرد، بیشتر مشهود است.
دانشگاهها، نهادهایی که قرنها در برابر طوفانهای سیاسی ایستادگی کردهاند، اکنون در نقطهای شکننده از تاریخ خود قرار گرفتهاند. آنچه زمانی مصونیت آنها را تضمین میکرد -مشروعیتی که از دل اعتماد عمومی برمیخاست- اکنون در حال فرسایش است، و این بار تهدید از بیرون نمیآید، بلکه از دلِ همان جامعهای سر برمیآورد که دانشگاهها ادعا میکنند در خدمت آن هستند.
از واشنگتن تا لاهه، از کانبرا تا بوداپست، الگویی مشترک در حال شکلگیری است. دولت ترامپ بیش از ۱۱ میلیارد دلار از بودجهی پژوهشی را قطع کرده، مالیات بر موقوفههای دانشگاهی را تا ۲۱ درصد افزایش داده، و حتی گواهینامهی بینالمللی هاروارد -نمادِ برتری آکادمیک آمریکا- را برای مدتی لغو کرده است. اما اینجا فقط داستان یک کشور نیست. هلند برنامههای انگلیسیزبان را محدود میکند، استرالیا سقفی برای دانشجویان بینالمللی تعیین کرده، بریتانیا خانوادههای دانشجویان را از ورود بازداشته، و مجارستان آکادمی علوم خود را بازسازماندهی کرده است. جهانی که زمانی مرزهایش برای دانشجویی باز بود، اکنون دیوارهایی تازه میکشد.
اما چرا؟ نویسنده استدلال میکند که پاسخ در چیزی عمیقتر از سیاستهای روزمره نهفته است: بحران مشروعیت. دانشگاهها متهماند به دورویی در دفاع از آزادی بیان، جانبداری در پذیرش دانشجو، ناکارآمدی در بازگرداندن ارزش واقعی به فارغالتحصیلان، و فاصلهگرفتن از جامعهای که باید در خدمتش باشند. در حالیکه ۸۷ درصد دانشجویان جوان، تحصیل بینالمللی را کلید موفقیت میدانند و دانشگاهها میلیاردها دلار ارزش اقتصادی و علمی تولید میکنند، این نهادها در حال از دستدادن جنگی هستند که شاید حتی متوجه آغازش نشدهاند.
این مقاله فقط فهرستی از سیاستهای محدودکننده نیست؛ روایتی است از اینکه چگونه جهانیشدنِ دانش، از نیویورک تا دهلی، در حال عقبنشینی است، و چه چیزی میتواند دانشگاهها را از این ورطه نجات دهد. نویسنده سه راهحل مشخص پیش میکشد -بازگشت به ارزشهای بنیادین، پیوند با دنیای عمل، و روایتگری بهتر از ارزش خود- که میتواند نقشهی راهی برای بازسازی اعتماد عمومی باشد.
اگر میخواهید بدانید چرا دانشگاههایی که زمانی غیرقابللمس بهنظر میرسیدند اکنون در معرض تهدید قرار گرفتهاند، و چه چیزی میتواند سرنوشتشان را تغییر دهد، متن کامل را از دست ندهید.
