چکیده:
این کتاب دسترسیباز، نگاهی نوآورانه و انتقادی به شیوههایی دارد که دادههای دیجیتال و الگوریتمها از طرق متعدد در حال تغییر چهره آموزش عالی هستند. این کتاب تأثیر آنها را هم در مقیاس کلان دانشگاهها و نظامهای دانشگاهی در سراسر جهان بررسی میکند و هم در سطح ظریفترِ تأثیرات آنها بر دانشگاهیان و دانشجویان. در این راستا، بر زندگی روزمره دانشگاه تمرکز دارد و بررسی میکند که امر دیجیتال چگونه در حال تغییر شیوه ارتباط برقرار کردن، یادگیری و تولید دانش جدید است. این کتاب علاوه بر بررسی نقش «کلانداده» و تحلیلهای یادگیری، بر حوزههایی از زندگی دانشگاهی نیز تمرکز میکند که معمولاً بخشی از دادهمندشدن تلقی نمیشوند؛ از جمله ساختارهای فیزیکی نظارت در محوطه دانشگاه و شیوههایی که در آن نظامهای «کیفیت» در پژوهش میتوانند به رژیمهای نظارت و انضباط الگوریتمی تغییر شکل دهند. این مجموعه با اتخاذ رویکردی میانرشتهای، دیدگاههای مطالعات نظارت، مطالعات علم و فناوری و پساپدیدارشناسی را در هم میآمیزد. تحلیل گسترده آن، بینشهای انتقادی و تازهای درباره ماهیت ارتباط، نشانهشناسی، شیوههای متنی، سوژهمندیها و شیوههای تولید و کاربرد دانش در این مقطع پویا و بهسرعت در حال تحول از تاریخ و توسعه آموزش عالی در سراسر جهان ارائه میدهد.
دانشگاه دیگر فقط کلاس درس، کتابخانه، استاد و دانشجو نیست. امروز بخش مهمی از زندگی دانشگاهی در میان دادهها، پلتفرمها، داشبوردها، رتبهبندیها و الگوریتمهایی جریان دارد که دائماً در حال ثبت، اندازهگیری و ارزیابی فعالیتهای ما هستند. چند مقاله منتشر کردهایم؟ چند بار به آنها استناد شده است؟ دانشجویان چقدر در سامانه آموزشی فعال بودهاند؟ عملکرد یک پژوهشگر چگونه با دیگران مقایسه میشود؟ و چه چیزی در نهایت به عنوان «عملکرد خوب» شناخته میشود؟ کتاب The University and the Algorithmic Gaze نوشته Lesley Gourlay دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند و میپرسد: وقتی دانشگاه به محیطی دادهمحور تبدیل میشود، چه چیزی در تجربه دانشگاهی تغییر میکند؟
Gourlay در این کتاب به جای آنکه دیجیتالی شدن آموزش عالی را صرفاً به عنوان فرایندی فناورانه بررسی کند، به سراغ پیامدهای عمیقتر آن میرود. مسئله برای او تنها ورود هوش مصنوعی، تحلیل داده یا سامانههای دیجیتال به دانشگاه نیست، بلکه شکل جدیدی از «دیدن» است که از طریق دادهها و الگوریتمها شکل میگیرد. الگوریتمها فقط اطلاعات ما را جمعآوری نمیکنند؛ آنها میتوانند تعیین کنند چه چیزی دیده شود، چه چیزی اهمیت پیدا کند و چگونه عملکرد افراد ارزیابی شود.
کتاب در شش فصل، مسیر این نگاه را از رؤیاهای فناورانه درباره آینده دانشگاه تا امکان مقاومت در برابر منطق الگوریتمی دنبال میکند. نویسنده ابتدا نشان میدهد که چگونه تصور رهایی انسان از محدودیتهای جسمانی و مادی، در گفتمانهای مربوط به آینده آموزش عالی نیز نفوذ کرده است. سپس با مفهوم «نگاه الگوریتمی» توضیح میدهد که چگونه دانشگاهیان و دانشجویان به مجموعهای از دادههای قابل مشاهده، مقایسه و تحلیل تبدیل میشوند.
اما بخش مهمتر کتاب جایی است که این مسئله را از سطح فناوری به تجربه روزمره دانشگاه منتقل میکند. Gourlay با استفاده از پساپدیدارشناسی بررسی میکند که فناوری چگونه در ادراک، رفتار و تصمیمهای دانشگاهیان مداخله میکند. شاخصهای پژوهشی، رتبهبندیها و نظامهای ارزیابی دیگر صرفاً ابزارهایی برای توصیف عملکرد نیستند؛ آنها میتوانند خودِ عملکرد را نیز شکل دهند. پژوهشگر ممکن است به تدریج یاد بگیرد چگونه پژوهش کند، منتشر کند و حتی خود را ارزیابی کند تا با منطق نظام سنجش سازگار باشد.
در فصلهای پایانی، کتاب یک گام فراتر میرود و نشان میدهد که این نگاه چگونه به «نگاه ممیزی» و سپس «نگاه اجرایی» تبدیل میشود. افراد فقط اندازهگیری نمیشوند، بلکه در واکنش به امکان دیده شدن، رفتار خود را نیز تنظیم میکنند. تجربه آموزش آنلاین در دوران همهگیری نمونهای روشن از این وضعیت بود؛ زمانی که دوربین، صفحه نمایش و محیط دیجیتال به بخشی از شرایط جدید حضور دانشگاهی تبدیل شدند.
با این حال، Gourlay در پایان به بنبست تکنولوژیک نمیرسد. فصل پایانی با مفهوم «کنشهای گریزپا» به امکانهایی میپردازد که از منطق داده، سنجش و الگوریتم فرار میکنند. تجربه حضوری، بدن، فضا، گفتوگوی غیررسمی و روابط انسانی عناصری هستند که به سادگی نمیتوان آنها را به داده تبدیل کرد. از این منظر، دفاع کتاب از دانشگاه آنالوگ به معنای مخالفت با فناوری نیست، بلکه تلاشی برای یادآوری چیزهایی است که فناوری نمیتواند به طور کامل جایگزین آنها شود.
اهمیت The University and the Algorithmic Gaze در همین نگاه انتقادی است. کتاب ما را وادار میکند درباره چیزهایی دوباره فکر کنیم که در زندگی دانشگاهی روزمره بدیهی به نظر میرسند: عددها، رتبهها، شاخصها، داشبوردها و الگوریتمهایی که قرار است دانشگاه را کارآمدتر کنند. آیا آنها فقط عملکرد ما را اندازه میگیرند یا در حال تغییر دادن آن هستند؟ آیا دادهها صرفاً دانشگاه را قابل مشاهدهتر میکنند یا شکل تازهای از نظارت ایجاد میکنند؟ و آیا دانشگاه دیجیتال میتواند همچنان فضایی برای تجربه انسانی، پیشبینیناپذیری و تولید آزادانه دانش باقی بماند؟
اگر آینده آموزش عالی قرار است بیش از پیش با داده و الگوریتم گره بخورد، این کتاب نقطه شروع مناسبی برای فهم این تغییر است؛ نه از منظر فناوری، بلکه از منظر انسانی که در میان آن فناوری زندگی، کار، یادگیری و تولید دانش میکند.
