انسجام خودجوش کنش‌ها: بازاندیشی در مورد مشاجره جمعی تحت نظارت شدید

نویسندگان:

اطلاعات انتشار:

چکیده:

این مقاله مفهوم «همبستگی کنش خودجوش» (SAC) را برای توضیح مشارکت در اعتراضات تحت شرایط نظارت شدید توسعه می‌دهد. با استفاده از ۲۶ مصاحبه عمیق که روایت‌های منتشر شده در رسانه‌ها و روایت‌های انجام شده توسط محققان را ترکیب می‌کند، بررسی می‌کنیم که چگونه افراد بدون هماهنگی قبلی، پیوندهای سازمانی یا نیت استراتژیک مشترک، در منازعه شرکت می‌کنند. ما استدلال می‌کنیم که SAC منطق عمل متمایزی را به تصویر می‌کشد که در آن رفتارهای مستقل و اتمیزه شده از طریق مشاهده‌پذیری، تقلید و طنین عاطفی به جای شبکه‌ها یا رهبری، همگرا می‌شوند. با ردیابی SAC به عنوان یک فرآیند – از محرک‌های اخلاقی و عاطفی گرفته تا همگرایی موقعیتی، اتمیزه شدن کاهش‌دهنده ریسک و مسیرهای پس از اعتراض – نشان می‌دهیم که چگونه اقدامات ناهمگن و بداهه، اثرات جمعی ایجاد می‌کنند. این مطالعه با تمایز SAC از کنش جمعی متعارف و جنبش‌های غیرمتمرکز، نظریه‌پردازی منازعه را در زمینه‌های اقتدارگرا و با نظارت شدید پیش می‌برد.

 
 

در پاییز ۲۰۲۲ ورقی کاغذ سفید در دست یک دانشجو به نماد اعتراض در چین بدل شد. اندکی پیش از آن، مردی تنها بر پل سیتونگ پکن بنری آویخته بود که رأی می‌خواست و نه آزمایش پی‌سی‌آر. چند روز بعد در چندین شهر بزرگ، مردمی که یکدیگر را نمی‌شناختند به خیابان آمدند، بی‌آنکه سازمان یا رهبری آن‌ها را فراخوانده باشد. این ماجرا در کشوری رخ داد که یکی از پیچیده‌ترین نظام‌های نظارت دیجیتال جهان را دارد. پرسش روشن است: در چنین شرایطی بسیج چگونه ممکن شد؟

لوکیو و کانگ در مقاله‌ای تازه از مجله «مطالعات جنبش اجتماعی» پاسخی نظری پیشنهاد می‌کنند: هم‌آمیزی کنش خودجوش. به باور آنان، آنچه در اعتراضات کاغذ سفید دیدیم نه جنبشی سازمان‌یافته بود و نه شبکه‌ای غیرمتمرکز. افرادی منفرد، هر یک به‌تنهایی، کنش‌هایی نمادین را که آنلاین دیده بودند تقلید کردند و در زمان و مکانی مشترک ناگهان خود را کنار دیگران یافتند. تصاویر و پخش‌های زنده «نقاط کانونی» ساختند، یعنی جاها و لحظه‌هایی که بدون هیچ قرار قبلی همگان به آن‌ها روی آوردند.

پژوهش بر ۲۶ مصاحبه عمیق با شرکت‌کنندگان از شانگهای، پکن، چنگدو، گوانگژو و ووهان تکیه دارد. روایت‌ها تصویری شگفت‌انگیز نشان می‌دهند. شرکت‌کنندگان عمداً تنها رفتند، درباره تصمیم خود با کسی حرف نزدند و حتی از غریبه‌ها فاصله گرفتند، چون پیوند اجتماعی را منبع خطر می‌دانستند. همین انزوا به آن‌ها کمک کرد در بازجویی ردی از هماهنگی باقی نگذارند. اما همین تنهایی بهایی داشت. بازداشت‌شدگان آسیب روانی را بی‌هیچ حمایتی تحمل کردند و بسیاری تا مدت‌ها درباره تجربه خود سکوت کردند.

نویسندگان از این یافته نتیجه‌ای دوگانه می‌گیرند. اتمی‌شدگی که معمولاً مانع کنش جمعی شمرده می‌شود، در بسترهای پرنظارت می‌تواند شرط امکان مشارکت باشد، زیرا آستانه ورود را پایین می‌آورد و خطر را کاهش می‌دهد. اما همان سازوکارها مانع شکل‌گیری همبستگی پایدار می‌شوند. حضور جمعی ساخته می‌شود، ولی ماندگار نمی‌ماند.

مقاله این الگو را فراتر از چین نیز دنبال می‌کند: تجمع‌های هالووین شانگهای در سال‌های پس از اعتراضات، اعتراض‌های ضدجنگ در روسیه و مرحله آغازین جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران. نتیجه آن است که «تنهایان شجاع» استثنا نبودند و الگویی برای ادامه اعتراض در عصر نظارت دیجیتال نشان می‌دهند.

این مقاله برای پژوهشگران جنبش‌های اجتماعی، مطالعات رسانه، سیاست اقتدارگرا و هر کسی که می‌پرسد مردم زیر نظارت کامل چگونه همچنان صدای خود را می‌یابند، خواندنی است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *