چکیده:
این کتاب در نوع خود اولین کتابی است که دیدگاهی جهانی را در مورد نظریه مارپیچ سکوت الیزابت نوئل-نیومن در چارچوب عصر رسانههای اجتماعی به کار میگیرد. این کتاب با بهرهگیری از مشارکت محققان شش کشور، تحلیلی تطبیقی از چگونگی تأثیر هنجارهای فرهنگی و محیطهای اجتماعی-سیاسی بر تمایل افراد به بیان دیدگاههایشان به صورت آنلاین و آفلاین ارائه میدهد. این کتاب با زمینهسازی بیان افکار از طریق یک لنز بین فرهنگی، به شکاف قابل توجهی در ادبیات موضوع میپردازد – یعنی فقدان تحقیقات تطبیقی جامع و بینالمللی در مورد پویایی افکار عمومی در فضاهای دیجیتال. نویسندگان، جدیدترین مشاهدات خود را در مورد عوامل شکلدهنده «فضای فکری» در زمینههای ملی مربوطه ارائه میدهند. این رویکرد، امکان بررسی دقیق چگونگی مشارکت یا کنارهگیری کاربران از بحثهای عمومی، بهویژه پیرامون مسائل حساس یا سیاسی را فراهم میکند. با انجام این کار، کتاب، فرضیات مربوط به کاربرد جهانی نظریه مارپیچ سکوت را مورد بازنگری قرار میدهد و بر اهمیت تنوع فرهنگی در شکلدهی به رفتارها و تصمیمات ارتباطی تأکید میکند.
آخرین بار کی نظری داشتید و ترجیح دادید آن را ننویسید؟ شاید زیر یک پست پرتنش، در یک گروه پرجمعیت یا زیر پست یک چهرهی مشهور. این تردید آشنا، که بسیاری از ما بیآنکه نامی برایش داشته باشیم تجربهاش میکنیم، موضوع کتاب «مارپیچ سکوت در عصر رسانههای اجتماعی: دیدگاهی جهانی» است. این اثر را مگی جیانگ و لیزا کلوئت از دانشگاه استرالیای غربی ویراستهاند و انتشارات Springer Singapore در سال ۲۰۲۵ منتشر کرده است.
مبنای کتاب نظریهی الیزابت نوئل نویمان است. بر اساس این نظریه، آدمها پیش از سخنگفتن، جو افکار پیرامونشان را برآورد میکنند. اگر خود را در اقلیت ببینند، از ترس انزوا ساکت میمانند و همین سکوت صدای اکثریت ظاهری را بلندتر میکند. مارپیچ از همینجا آغاز میشود. وقتی شبکههایی مانند فیسبوک و توییتر آمدند، امید میرفت صدای اقلیتها شنیدهتر شود. اما آیا چنین شد؟ ویراستاران میگویند پاسخ به بافت فرهنگی بستگی دارد، و پژوهشها تاکنون این بُعد را کمتر بررسی کردهاند.
از همینجا ارزش این کتاب آشکار میشود. هر فصل یک جامعه یا یک موقعیت را بررسی میکند. در یک فصل، گروهی فیسبوکی از دوستداران گربه نشان میدهد چگونه قلدری و طرد حتی در جمعهای ظاهراً بیخطر خاموشی میآفریند و به منافع بازار گره میخورد. در موریس، جزیرهای چندفرهنگی، رسانههای اجتماعی هم بلندگوی روایتهای تفرقهافکن هستند و هم ابزار ساکتکردن مخالفان در دورهی انتخابات. در مالزی، ده جوان از اقوام مختلف از نگرانیشان دربارهی نژادپرستی سایبری میگویند. در چین، فرهنگی جمعگرا و حلقههای اجتماعی شکل تازهای از مارپیچ میسازند. در هند، خانواده، کاست، مذهب و منطقه تعیین میکنند چه چیزی گفتنی است. در اندونزی، فصلی نشان میدهد پوپولیسم مذهبی در دانشگاهها دیده میشود، اما نفوذش آنقدر فراگیر نیست که به نظر میرسد.
نتیجهی این پازل، تصویری است که شاید معنای «افکار عمومی» را برای شما تغییر دهد. آنچه در فضای آنلاین بلند و فراگیر به نظر میرسد، لزوماً نظر واقعی اکثریت نیست. ناشر نیز یادآور میشود که کتاب نقش الگوریتمها و سامانههای هوش مصنوعی را در دیدهشدن دیدگاهها بررسی میکند و میپرسد مهاجران و جوامع متنوع در گفتمان آنلاین چگونه شنیده یا نادیده گرفته میشوند. این پرسشها برای هر جامعهی چندفرهنگی و هر شهروند فعال در شبکهها مهم است.
کتاب فشرده است: نه فصل در ۱۴۸ صفحه، با مقدمهای که نظریه را معرفی میکند و نتیجهای که به جمعبندی میپردازد. به همین دلیل برای دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات، علوم سیاسی و مطالعات رسانه و نیز سیاستگذاران و مدیران پلتفرمها نقطهی ورود مناسبی است. اگر دوست دارید بدانید چرا گاهی سکوت میکنیم، چه کسانی از سکوت ما سود میبرند و جوامع مختلف چگونه این مارپیچ را تجربه میکنند، این کتاب پاسخهایی برای شما دارد.
