اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با ترجمه نوشتارها و متون بهروز این حوزه در اندیشکدههای معتبر دنیا سعی در بهروز نگه داشتن دانش برای علاقهمندان و پژوهشگران فارسیزبان دارد. این متن در نشریه معتبر گاردین به منتشر شده است.
دکتر کالین فیشر (دانشکده مدیریت UCL) در The Conversation مینویسد، تغییر اخیر سیاست متا در مورد بررسی صحت اطلاعات، احتمالاً باعث قطبی شدن بیشتر پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و تقویت صداهای افراطی خواهد شد.
مارک زاکربرگ اعلام کرده است که متا در فیسبوک، اینستاگرام و Threads دیگر به بررسیکنندگان مستقل اطلاعات تکیه نخواهد کرد. این شرکت با الگوبرداری از شبکه X از «یادداشتهای انجمن» استفاده میکند و قضاوت درباره درستی مطالب را به خود کاربران میسپارد. زاکربرگ این تغییر را ترویج آزادی بیان دانسته است. نویسنده این یادداشت اما میپرسد: آیا خرد جمعی در محیطی که الگوریتمها آن را شکل میدهند هنوز کار میکند؟
او با تکیه بر پژوهشهای پویایی گروهی توضیح میدهد که سامانههایی مانند ویکیپدیا و متاکولوس نشان دادهاند قضاوت جمعی گاهی از متخصصان هم بهتر عمل میکند. این موفقیت اما به گروههای متنوع و قضاوتهای مستقل وابسته است و رسانههای اجتماعی هر دو شرط را تضعیف میکنند. سه سوگیری در این میان نقش اصلی دارند.
نخست، سوگیری درونگروهی و برونگروهی است. مردم به اطلاعات همگروهیها بیشتر اعتماد میکنند و اختلاف شدید میان گروهها مانع توافق لازم برای نمایش یادداشتها میشود. به همین دلیل بسیاری از یادداشتهای X درباره واکسنهای کووید هرگز عمومی نشدند. دوم، اکروفیلی است، یعنی گرایش به تعامل با پستهایی که اندکی افراطیتر از دیدگاه خود فرد است. سوم، سوگیری منفی است: پژوهشی روی ۲.۷ میلیون پست در فیسبوک و توییتر نشان داد پیامهای حاوی واژههایی مانند «نفرت» و «حمله» بیش از تقریباً هر محتوای دیگری لایک و بازنشر میشوند.
نتیجه این سه سوگیری قطبیشدن است که اعتماد و همکاری لازم برای کار یادداشتهای اجتماعی را از بین میبرد. گروههای سازمانیافته هم میتوانند چنین سامانههایی را دستکاری کنند. طبق گزارشها، ملیگرایان چین مطالب ویکیپدیا درباره روابط چین و تایوان را به نفع خود ویرایش کردند.
نویسنده دو راهکار پیشنهاد میکند: همکاری با گروههای مختلف برای کاهش بیاعتمادی، و جستجوی اطلاعات از چند رسانه معتبر به جای اتکا به شبکههای اجتماعی. او تأکید میکند که الگوریتمها نیز باید منابع متنوع و قابل اعتماد را در اولویت قرار دهند.
این یادداشت برای پژوهشگران رسانه، سیاستگذاران پلتفرم و هر کسی که به آینده مقابله با اطلاعات نادرست میاندیشد خواندنی است.
