اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با ترجمه نوشتارها و متون بهروز این حوزه در اندیشکدههای معتبر دنیا سعی در بهروز نگه داشتن دانش برای علاقهمندان و پژوهشگران فارسیزبان دارد. این متن در نشریه معتبر گاردین به منتشر شده است.
فیلم «باربی» (۲۰۲۳) تنها یک موفقیت سینمایی نبود؛ بلکه به یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی، رسانهای و تجاری سالهای اخیر تبدیل شد. فیلم گرتا گرویگ، همزمان با استقبال گسترده مخاطبان، بهعنوان اثری فمینیستی نیز معرفی شد؛ اما آیا «باربی» واقعاً یک فیلم فمینیستی است؟
یادداشت حاضر، با تکیه بر تحلیل پاملا چرچ گیبسون و الکساندر زامبونی، به بررسی همین پرسش میپردازد. نویسندگان در فصل «فمینیسم جعلی و نمایش پرهیاهوی صورتی: مد، فرهنگ سلبریتی و بازاریابی باربیِ گرتا گرویگ» از کتاب Barbie: Popular Culture, Cinema, and Gender استدلال میکنند که موفقیت «باربی» بیش از آنکه حاصل پیامهای فمینیستی فیلم باشد، به پیوند کمسابقه میان سینما، صنعت مد، فرهنگ سلبریتی و بازاریابی وابسته است.
این یادداشت همچنین به تناقض میان پیامهای توانمندسازانه فیلم و مناسبات اقتصادی صنعت مد سریع میپردازد؛ جایی که مجموعههای گسترده محصولات «باربی» توسط برندهایی مانند زارا، اچاندام و شین به بازار عرضه شدند. از این منظر، پدیده «باربیکور» تنها یک ترند زیباییشناختی نیست، بلکه نمونهای از تبدیل یک گفتمان فرهنگی به کالا و فرصت تجاری است.
نویسندگان در ادامه نشان میدهند که چگونه تور تبلیغاتی فیلم، لباسهای الهامگرفته از باربی، حضور ستارهها در فرش قرمز و همکاری خانههای مد، مرز میان سینما، مد و فرهنگ سلبریتی را بیش از پیش محو کردند.
این ترجمه تلاش میکند با نگاهی انتقادی، «باربی» را نه صرفاً بهعنوان یک فیلم فمینیستی، بلکه بهعنوان پدیدهای فرهنگی و تجاری بررسی کند؛ پدیدهای که در آن فمینیسم، مد، مصرفگرایی و فرهنگ سلبریتی در یک نمایش صورتی و پرزرقوبرق به یکدیگر گره میخورند.
