چکیده:
این مقاله به بررسی نقش ابزارهای هوش مصنوعی مولد (AI) در تولید تصاویر متحرک مصنوعی میپردازد – به طور خاص، چگونگی استفاده از این تصاویر در کمپینهای آنلاین انتشار اطلاعات نادرست و تأثیر عمیق آنها بر آرشیوهای فیلم تاریخی. محتوای دستکاریشده توسط هوش مصنوعی، به ویژه تصاویر متحرک، تأثیری بسیار فراتر از محیط فعلی جنگ اطلاعاتی (IW) خواهد داشت و با پیامدهای ناشناخته، به حوزههای ناشناخته آرشیوهای تاریخی بصری نفوذ خواهد کرد. این مقاله همچنین سناریوهای جنگ اطلاعاتی را که در آنها انواع جدیدی از کمپینهای بلندمدت انتشار اطلاعات نادرست ممکن است ظهور کنند، بررسی میکند و در پایان به استراتژیهای بالقوه تأیید و مهار میپردازد.
اگر روزی نتوانیم به تصاویر تاریخی بهعنوان شواهدی از آنچه واقعاً رخ داده است اعتماد کنیم، چه چیزی از حافظه جمعی ما باقی خواهد ماند؟ و اگر بتوان با چند دستور متنی، ویدئویی واقعنما از رویدادی تاریخی ساخت که هرگز اتفاق نیفتاده است، چگونه میتوان میان سند تاریخی و روایت جعلی تمایز گذاشت؟
مقاله «فراتر از دیپفیک: تصاویر متحرک مصنوعی و آینده تاریخ» نوشته دبلیو. آر. کول، به یکی از پیامدهای کمتر بررسیشده گسترش هوش مصنوعی مولد میپردازد: تأثیر تصاویر مصنوعی بر اعتبار اسناد تاریخی و امکان بازنویسی گذشته از طریق کارزارهای فریب اطلاعاتی. نویسنده استدلال میکند که مسئله فقط تولید و انتشار ویدئوهای جعلی در شبکههای اجتماعی نیست؛ خطر مهمتر آن است که محتوای مصنوعی بهتدریج وارد آرشیوهایی شود که وظیفه نگهداری و عرضه تصاویر مستند تاریخی را بر عهده دارند.
تصاویر ثبتشده از رویدادهایی مانند فرود انسان بر ماه، ترور جان اف. کندی، فروریختن دیوار برلین و حملات یازدهم سپتامبر، صرفاً فایلهای تصویری نیستند. این تصاویر در شکلگیری روایتهای عمومی از گذشته، انتقال تجربه تاریخی و تثبیت حافظه جمعی نقش دارند. بااینحال، پیشرفت ابزارهای هوش مصنوعی امکان تولید ویدئوهای واقعنما، شبیهسازی صدا و دستکاری تصاویر موجود را افزایش داده است. در چنین شرایطی، حتی یک تصویر جعلی که بهدرستی در جایگاه سند تاریخی معرفی شود، میتواند برداشت مخاطبان از یک رویداد را تغییر دهد.
کول با بررسی تحولات فناوری تولید تصاویر مصنوعی و نمونههایی از کاربرد آنها در محیط اطلاعاتی، نشان میدهد که شبکههای اجتماعی چگونه میتوانند انتشار محتوای گمراهکننده را تسریع کنند. الگوریتمهای مبتنی بر تعامل، انتشار محتوای هیجانی و شکلگیری محیطهای اطلاعاتی بسته، زمینهای فراهم میکنند که در آن تصاویر جعلی میتوانند پیش از راستیآزمایی گسترده شوند. نویسنده سپس از این مسئله فراتر میرود و سناریوهایی را بررسی میکند که در آنها تصاویر تاریخی ساختگی برای تشدید اختلافات قومی و سیاسی، بازتولید ادعاهای توطئهآمیز یا برانگیختن احساس خشم و انتقام به کار گرفته میشوند.
یکی از مهمترین بخشهای مقاله به آرشیوهای تصویری اختصاص دارد. دیجیتالیسازی، امکان نگهداری، جستوجو و استفاده مجدد از اسناد را افزایش میدهد، اما همزمان آنها را در معرض بازتولید و دستکاری دیجیتال قرار میدهد. اگر سازوکارهای احراز اصالت و ثبت منشأ محتوا وجود نداشته باشند، نسخههای مصنوعی ممکن است در کنار اسناد معتبر قرار گیرند و در تولیدات خبری، مستندها و روایتهای عمومی از تاریخ مورد استفاده قرار بگیرند.
مقاله در پایان بر ضرورت توسعه روشهای تشخیص محتوای مصنوعی، استانداردهای مشترک احراز اصالت و سازوکارهای حفاظتی برای آرشیوهای تاریخی تأکید میکند. اهمیت این بحث در آن است که حفاظت از حقیقت تاریخی را نمیتوان صرفاً به تشخیص دیپفیک در لحظه انتشار محدود کرد. مسئله اساسی، حفظ زنجیره اعتبار اسناد و امکان بررسی منشأ و اصالت آنهاست؛ ضرورتی که با گسترش هوش مصنوعی مولد، به بخشی مهم از آینده جنگ اطلاعاتی و حکمرانی حافظه جمعی تبدیل میشود.
