چکیده:
دو پیشرفت قابل توجه فناوری، میدان عمومی را در دهههای اخیر تغییر شکل داده است: اول، ظهور اینترنت و دوم، معرفی اخیر مدلهای زبان بزرگ (LLM). LLMها فرصتهایی را برای بازطراحی و غیرمتمرکزسازی فضاهای آنلاین مشارکتیتر ارائه میدهند که میتوانند برای تسهیل گفتگوهای مشورتی در مقیاس بزرگ مورد استفاده قرار گیرند، اما LLMها بدون حاکمیت مناسب میتوانند اختلافات اجتماعی را نیز تشدید کنند. در اینجا، ما چهار کاربرد LLMها را برای بهبود میدانهای عمومی دیجیتال بررسی میکنیم: سیستمهای گفتگوی جمعی، سیستمهای پلسازی، تعدیل جامعه و سیستمهای اثبات انسانیت. با تکیه بر نظرات بیش از 70 متخصص و تکنسین جامعه مدنی، استدلال میکنیم که LLMها هم فرصتهای امیدوارکنندهای را برای تغییر الگوی گفتگوها در مقیاس بزرگ فراهم میکنند و هم خطرات مشخصی را برای میدانهای عمومی دیجیتال ایجاد میکنند. با توجه به اینکه مردم از طریق تعاملات خود در میدانهای عمومی شکل میگیرند، فرصت مهمی برای ایجاد ظرفیتهای فردی و انسجام جمعی با تغییر این فضاهای عمومی دیجیتال وجود دارد. ما دستور کاری را برای تحقیقات و سرمایهگذاریهای آینده در هوش مصنوعی ارائه میدهیم که میدانهای عمومی دیجیتال را تقویت کرده و از سوءاستفادههای احتمالی از هوش مصنوعی جلوگیری میکند.
میدان عمومی در عصر دیجیتال دیگر محدود به فضاهای فیزیکی و نهادهای سنتی نیست؛ بخش مهمی از گفتوگوهای اجتماعی، شکلگیری افکار عمومی و مشارکت مدنی در فضاهای آنلاین اتفاق میافتد. بااینحال، میدانهای عمومی دیجیتال در کنار ظرفیتهای گسترده خود با چالشهایی مانند قطبیشدن، اتاقهای پژواک، آزار آنلاین، نابرابری در مشارکت، نقض حریم خصوصی، انتشار اطلاعات گمراهکننده و فعالیت حسابها و عوامل خودکار مواجهاند. مقاله حاضر بررسی میکند که آیا ظهور مدلهای زبانی بزرگ میتواند فرصتی برای بازاندیشی و بازطراحی این فضاها فراهم کند یا خود به تشدید شکافهای اجتماعی منجر خواهد شد.
نویسندگان با تکیه بر دیدگاههای بیش از ۷۰ متخصص جامعه مدنی و فناوری، چهار کاربرد مهم LLMها را برای تقویت میدانهای عمومی دیجیتال بررسی میکنند. نخست، سامانههای گفتوگوی جمعی که میتوانند امکان مشارکت گستردهتر شهروندان و شناسایی نقاط اشتراک میان دیدگاههای مختلف را فراهم کنند. دوم، سامانههای پلساز که به جای تقویت محتوای قطبیکننده، در پی ایجاد ارتباط میان گروههایی با دیدگاههای متفاوت هستند. سوم، تعدیل محتوای مبتنی بر جامعه که در آن هوش مصنوعی میتواند از تعدیلکنندگان انسانی در مدیریت اجتماعات آنلاین، تدوین هنجارها و کاهش تنشها پشتیبانی کند. چهارم، سامانههای اثبات انسانبودن که برای مقابله با رباتها، حسابهای جعلی و تولید انبوه محتوای خودکار اهمیت پیدا میکنند.
مقاله در نهایت نشان میدهد که فناوری بهتنهایی نمیتواند میدان عمومی مطلوب را ایجاد کند. تحقق ظرفیتهای LLMها به حکمرانی مسئولانه، شفافیت، حفظ حریم خصوصی، مشارکت واقعی کاربران و نظارت انسانی وابسته است. از این منظر، مسئله اصلی نه صرفاً آینده هوش مصنوعی، بلکه چگونگی استفاده از آن برای ساخت فضاهای عمومی دیجیتال دموکراتیکتر، مشارکتمحورتر و منسجمتر است.
