چکیده:
یکی از کلیدهای فهم این جنایت، در دیدگاه تحریفشدهی ولادیمیر پوتین از تاریخ روسیه نهفته است – گذشتهای باشکوه که برای توجیه تجاوز به کار گرفته شده است. این دستکاری حافظهی تاریخی مختص روسیه نیست. این امر به وضوح در ژاپن در طول جنگ جهانی دوم تکرار میشود، زمانی که مأموریتهای انتحاری «کامیکازه» نامیده میشدند، که به طوفان افسانهای که ۷۰۰ سال پیش مهاجمان مغول را دفع کرده بود، اشاره دارد. این گذشتهی اسطورهای برای الهام بخشیدن به فداکاریهای ناامیدانه در زمان جنگ، مورد استفاده قرار گرفت. این پدیده – که در آن رژیمهای خودکامه به طور گزینشی تاریخ را ستایش میکنند تا خشونت را مشروعیت بخشند و دموکراسی را سرکوب کنند – همان چیزی است که این کتاب آن را «سندرم کامیکازه» مینامد. این پدیده در روایتهای ملیگرایانه چین، تجدیدنظرطلبی تاریخی میانمار و حتی در آمریکای رئیس جمهور ترامپ قابل مشاهده است، جایی که شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» گذشتهای نوستالژیک و آرمانی را تداعی میکند که شباهتهای چشمگیری با سیاستهای حافظه روسیه و چین دارد. این کتاب ، تحلیل تطبیقی جذابی از روسیه، چین، میانمار و ایالات متحده ارائه میدهد و آشکار میکند که چگونه روایتهای تاریخی تحریفشده میتوانند به اقتدارگرایی دامن بزنند، نهادهای دموکراتیک را تضعیف کنند و آتش درگیری را شعلهور سازند. این کتاب که مطالعهی آن برای هر کسی که به دنبال درک چشمانداز ژئوپلیتیکی آشفتهی امروز است، ضروری است، قدرت خطرناک تاریخ جعلی را در شکلدهی به آینده آشکار میکند. محتوای مشابه توسط دیگران مشاهده میشود
چگونه گذشتهای که یک ملت از خود به یاد میآورد، میتواند به ابزاری برای توجیه جنگ، تثبیت قدرت سیاسی و تضعیف دموکراسی تبدیل شود؟ آیا تحریف تاریخ صرفاً به معنای جعل رویدادها و انتشار اطلاعات نادرست است، یا گاهی کافی است بخشی از گذشته برجسته شود و بخشهای دیگر آن به فراموشی سپرده شوند؟ یوشیکازو میکامی، در کتاب «سندروم کامیکازه»، به بررسی این پرسشها میپردازد و نشان میدهد که چگونه بازسازی گزینشی تاریخ میتواند به شکلگیری روایتهایی بینجامد که نهتنها برداشت جوامع از گذشته، بلکه تصمیمهای سیاسی و تصورات آنها از آینده را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.
میکامی برای توضیح این فرایند، از تجربه ژاپن در جنگ جهانی دوم و مفهوم کامیکازه بهره میگیرد. واژهای که پیشتر با روایتی تاریخی درباره نجات ژاپن از حمله مغولان پیوند خورده بود، در قرن بیستم به نمادی برای مأموریتهای انتحاری خلبانان ژاپنی تبدیل شد. این دگرگونی معنایی، نمونهای از چگونگی بازتفسیر گذشته در خدمت نیازهای سیاسی و نظامی زمان حال است. در چارچوب تحلیلی کتاب، مسئله فقط نادرستی یک روایت تاریخی نیست، بلکه چگونگی تبدیل آن به باوری جمعی است که میتواند فداکاری، اطاعت و حتی خشونت را مشروع جلوه دهد.
نویسنده این چارچوب را در بررسی چهار تجربه سیاسی معاصر به کار میگیرد: روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین، چین در دوران شی جینپینگ، میانمار تحت سلطه ارتش و ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ. در روسیه، بازخوانی تاریخ مشترک روسها و اوکراینیها به مسئله استقلال اوکراین و توجیه جنگ پیوند میخورد. در چین، میراث انقلاب و خاطره تحقیر ملی در بازنمایی جایگاه حزب کمونیست و احیای عظمت کشور اهمیت پیدا میکند. در میانمار، روایتهای مربوط به وحدت ملی و هویت تاریخی در زمینه تثبیت جایگاه ارتش و تعریف مرزهای تعلق به ملت مطرح میشوند. در ایالات متحده نیز شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» و تصویر آرمانی از گذشته، زمینهای برای بررسی رابطه نوستالژی ملی، هویت سیاسی و بحران دموکراتیک فراهم میآورند.
با این حال، پرسش کتاب تنها به نقش رهبران سیاسی محدود نمیشود. میکامی در فصل پایانی به شرایط اجتماعی گسترش سیاست حافظه توجه میکند و نقش تنهایی، انزوای اجتماعی، قطبیشدن و رسانههای اجتماعی را بررسی میکند. از این منظر، فهم جذابیت روایتهای تحریفشده مستلزم توجه به نیازهای اجتماعی و احساس تعلق نیز هست. روایتهایی که وعده بازگرداندن عظمت ازدسترفته را میدهند، ممکن است برای افرادی که احساس میکنند از تحولات جامعه کنار گذاشته شدهاند، معنایی فراتر از یک شعار سیاسی پیدا کنند.
«سندروم کامیکازه» کتابی درباره منازعه بر سر گذشته و پیامدهای آن برای آینده جوامع است. اهمیت آن در طرح پرسشی اساسی درباره دموکراسی نهفته است: هنگامی که یک روایت تاریخی به حقیقتی مقدس و غیرقابل نقد تبدیل میشود، چه امکانی برای گفتوگوی انتقادی، پذیرش تفاوتها و پاسخگوکردن قدرت باقی میماند؟ این کتاب برای علاقهمندان به تاریخ سیاسی، مطالعات رسانه، ارتباطات سیاسی و تحولات دموکراسی، فرصتی فراهم میکند تا رابطه میان حافظه جمعی، قدرت و خشونت را در نمونههایی متفاوت از سیاست معاصر بررسی کنند.
